خیلی ممنونم؛ خدا رفتهگان شما را هم بیامرزد.
بله، این آخریها خیلی سختشان شدهبود دیگر.
درست اطلاع ندارم، مثل اینکه وصیت خودشان بوده که اموالشان را با خودشان دفن کنند.
بله، این آخریها خیلی سختشان شدهبود دیگر.
درست اطلاع ندارم، مثل اینکه وصیت خودشان بوده که اموالشان را با خودشان دفن کنند.
نوشته شده توسط مصطفی در پنجشنبه 1388/07/30 ساعت 17:14 | لینک ثابت
درباره وبلاگ
دخمه بهترین کتاب ساراماگو نیست که خواندهام، ولی به شدت آن را دوست دارم. حکایت پیرمرد حدوداً شصت سالهای است كه در دهكدهاي نزديك شهري بزرگ زندگي ميكند. در شهر مكاني وجود دارد به نام مجتمع مركزي كه خود شهري است بزرگتر و مرموز! ساکنان بیشمار این مجتمع، تمامی امکانات زندگی را در اختیار دارند و بی نیازند از خروج از آن. آرمان مردم خارجی سکونت در مجتمع مرکزی است که کار راحتی نیست و مدتها باید در انتظار باشی و ...
پیرمرد بعد از فوت همسرش با تنها دخترش و دامادی که یکی از نگهبانان بیشمار مجتمع است، زندگی میکند. طبق یک قرارداد پیرمرد هرهفته سفالهایی را که در کارگاه سفالگری اجدادیش میسازد، برای فروش به انبار مجتمع منتقل میکند. داماد منتظر ترفیعی است که به واسطهی آن میتوانند در آپارتمان کوچکی در مجتمع زندگی کنند. مسئولین مجتمع قرارداد را به صورت یک طرفه فسخ میکنند و پیرمرد به اجبار سفالگری را متوقف میکند. داماد در آستانهی ترفیع قرار میگیرد و صاحب آپارتمانی در مجتمع میشود. پیرمرد مجبوراست به همراه دختر و دامادش به جایی نقل مکان کند که اگر تا به حال فقط از آنجا خوشش نمیآمد، حالا بهانه هم دارد برای متنفر بودن از آن.
پیرمرد بعد از فوت همسرش با تنها دخترش و دامادی که یکی از نگهبانان بیشمار مجتمع است، زندگی میکند. طبق یک قرارداد پیرمرد هرهفته سفالهایی را که در کارگاه سفالگری اجدادیش میسازد، برای فروش به انبار مجتمع منتقل میکند. داماد منتظر ترفیعی است که به واسطهی آن میتوانند در آپارتمان کوچکی در مجتمع زندگی کنند. مسئولین مجتمع قرارداد را به صورت یک طرفه فسخ میکنند و پیرمرد به اجبار سفالگری را متوقف میکند. داماد در آستانهی ترفیع قرار میگیرد و صاحب آپارتمانی در مجتمع میشود. پیرمرد مجبوراست به همراه دختر و دامادش به جایی نقل مکان کند که اگر تا به حال فقط از آنجا خوشش نمیآمد، حالا بهانه هم دارد برای متنفر بودن از آن.
فهرست اصلی
پیوندهای روزانه
پیوندها
موج سبز
دوم دام دات کام
دالان سبز
سکرتر
درد دل های یک کارگر
دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم
تذکره الاوسیا
مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند
من، یک آدم آهنی
موسی
حصاری از جنس حصیر خالص، ناب
لانگ شات
علی سیاه سابق
صندلی خالی
تا خورشید
بر و بچه ی کوچه پشتی
كليشه
قصه های عامه پسند
آرری
بهزاد محمدی
مَن یا ابَرمَن
این دو نفر
نوشدارو
رویای بیداری
فکاهى جنون
داستان های کوتاه
پینوکیو
دانا
در شالیزاران سوخته و نمناک ...
قالب وبلاگ رایگان
آمارگیری سایت
دوم دام دات کام
دالان سبز
سکرتر
درد دل های یک کارگر
دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم
تذکره الاوسیا
مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند
من، یک آدم آهنی
موسی
حصاری از جنس حصیر خالص، ناب
لانگ شات
علی سیاه سابق
صندلی خالی
تا خورشید
بر و بچه ی کوچه پشتی
كليشه
قصه های عامه پسند
آرری
بهزاد محمدی
مَن یا ابَرمَن
این دو نفر
نوشدارو
رویای بیداری
فکاهى جنون
داستان های کوتاه
پینوکیو
دانا
در شالیزاران سوخته و نمناک ...
قالب وبلاگ رایگان
آمارگیری سایت
امکانات
